سهگانهی راگفا، نه صرفاً مجموعهای از آثار، بلکه گفتوگوییست میان “بودن”، “به یاد آوردن” و “درخشش”.
از گرمای خانهات تا شکوه خاموش یک آیین فراموششده.
راگفا، در سه پرده:
همنشین، میراث، فره.
همنشین
آغازگر این مسیر بود. ساده، بیتکلف و بیادعا.
نه فقط یک اثر، که یادآور لحظههایی بود که دور هم نشستن، چای ریختن، و شنیدن صدای نخها، خودش آیینی آرامشبخش است.
“همنشین” برای ما، نمایندهی همان گرما و صمیمیتیست که هر خانهای به آن نیاز دارد.
نه شلوغ، نه مغرور… فقط در کنارت.
میراث
میانهی مسیر، با صدایی عمیقتر، با نقشی از گذشته.
“میراث” زادهی احترام ما به فراموششدههای باارزش است؛
به قصههایی که مادرها در بافت فرش میگنجاندند،
و به طرحهایی که ریشه در فرهنگ، آیین و دستهای بیادعای هزار ساله دارند.
میراث، با وقار و اصالتش، یادمان میآورد از کجا آمدهایم.
فره
و اما “فره”…
آخرین و بلندترین قدم ما تا امروز.
زادهی سکوت، شکوه، و نوری که از دل تاریکی طلوع میکند.
فره، فقط یک بافته نیست؛ بازتابیست از جلال پنهان،
از آنچه دیده نمیشود اما حس میشود،
مثل هیبتی که بدون فریاد، حضوری پرشکوه دارد.
نامش برگرفته از “فره ایزدی”ست؛ نوری که فقط شایستگان بر دوش میکشیدند.