پشم به سر پنجه ریسنده راه میگیرد، با موجهای کرشمهآمیز در هم میپیچد تا بتوانیم رنگها را از طبیعت گرفته، با هنر همنشین کنیم. چنین که نقش، خیال، اصالت و پیشینه همواره چراغ راهمان خواهد بود تا قصههای ماندگاری روایت کنیم و بر تا و پود عشق گره بزنیم.
سه گانه ی راگفا ، نه صرفا مجموعه ای از آثار ، بلکه گفتگویی است میان بودن ، به یاد آوردن و درخشش.از گرمای خانه ات تا شگوه خاموش یک آیین فراموش شده…..
- هم نشین
- آغازگر این مسیر بود. ساده، بیتکلف و بیادعا.
- نه فقط یک اثر، که یادآور لحظههایی بود که دور هم نشستن، چای ریختن، و شنیدن صدای نخها، خودش آیینی آرامشبخش است.
- “همنشین” برای ما، نمایندهی همان گرما و صمیمیتیست که هر خانهای به آن نیاز دارد.
- نه شلوغ، نه مغرور… فقط در کنارت.
- میراث
- میانهی مسیر، با صدایی عمیقتر، با نقشی از گذشته.
- “میراث” زادهی احترام ما به فراموششدههای باارزش است؛
- به قصههایی که مادرها در بافت فرش میگنجاندند،
- و به طرحهایی که ریشه در فرهنگ، آیین و دستهای بیادعای هزار ساله دارند.
- میراث، با وقار و اصالتش، یادمان میآورد از کجا آمدهایم.
- فره
- و اما “فره”…
- آخرین و بلندترین قدم ما تا امروز.
- زادهی سکوت، شکوه، و نوری که از دل تاریکی طلوع میکند.
- فره، فقط یک بافته نیست؛ بازتابیست از جلال پنهان،
- از آنچه دیده نمیشود اما حس میشود،
- مثل هیبتی که بدون فریاد، حضوری پرشکوه دارد.
- نامش برگرفته از “فره ایزدی”ست؛ نوری که فقط شایستگان بر دوش میکشیدند.